
هفته گذشته موقعیتی پیش آمد که در حین گشت و گذار در اطراف با اتومبیل ساعتی همراه تیم رز (Tim Rose) باشم. او برایم تعریف کرد که کسب و کارش را چطور شروع کرده است:
«در 29 روز اول، 31،000 مایل (000,50 کیلومتر) سراسر ایالت تگزاس را زیر پا گذاشتم تا با مشتری های احتمالی ملاقات کرده و کسب و کارم را شروع کنم.»
000,50 کیلومتر!
یعنی بیشتر از روزی 1600 کیلومتر در حالی که در این بین جلسات ملاقات، دیدار با مشتری های، آموزش و احیاناً خواب و استراحت گاه و بیگاه هم انجام می شده است. فکر می کردم خودم آدمی هستم که خیلی سفر کرده ام، اما من حتی نمی توانم تصورش را بکنم چطور می شود روزی 1600 کیلومتر سفر کرد و چقدر این کار می تواند سخت باشد که جین این سفرها کسب و کاری را از ابتدا پایه گذاری نمود.
حالا، این را در نظر بگیرید. آیا کسی را سراغ دارید که بگوید می خواهد کسب و کاری راه بیندازد، اما فاصله محل برگزاری جلسات هفتگی خیلی دور است؟ یا کسی که فکر می کند گذاشتن سه ساعت وقت صبح های پنج شنبه یا عصر های جمعه برای آموزش خیلی ظالمانه است؟
این آدم ها در حقیقت اگر نتوانند فیلم سینمایی روز تعطیل را بینند تا به استراحت صبح نرسند، یا برنامه های فوق با زمان گشت و گذارشان در اینترنت، یا کارهای زندگی شخصی شان تداخل داشته باشد، خیلی هم دنبال دستیابی به نتایج یک کسب و کار موفق نیستند.
پس سعی نکنید محل جلسات هفتگی را تغییر دهید. سعی نکنید جلسات آموزشی را کوتاه تر کنید. این کارها مشکلی را حل نخواهد کرد.
در عوض، سعی کنید به این افراد الهام بخش باشید تا خواهان رسیدن به نتایج یک کسب و کار موفق باشند و از فکر کردن سختی هایی که ایجاد کسب و کار جدید در پی دارد اجتناب کنند.
به این می گویند رهبری.
اگر الان فاقد مهارت های رهبری هستید، می شود آن ها را یاد گرفت.
برای شروع، مطالعه مقالات آموزشی همین مجله می تواند کمک زیادی به شما بکند.
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور